گلچین دهه دوم محرم ۸۵ هیئت الزهرا(س) آستانه اشرفیه
عشق عباس هستی شاه جهان حیدره (شور)
باز هم مرغ دلم بر سر کوی حسین (شور)
هر کس بوود مست کسی من مست روی ساقیم (شور)
بخواب ای اصغرم بر روی دستم (زمینه)
آقا دل من دل دیوونه من همیشه در انتظار حرم یاره (شور)
ابا عبدالله حسین ثارالله (شور)
لطفا با نظرتون ما را یاری دهید
تصویری ۱۵محرم ۸۷ هیئت الزهرا (س) آستانه اشرفیه
بخوای بین خوبات دل من جا میشه (زمینه)
کربلا ای بهشت من عشق تو سرنوشت من (شور)
از روزی که پنجه گرگ رو صورتم ناخن گرفت (واحد)
ای دل بیا با عاشقان همخانه شو همخانه شو (واحد)
ساقی میخانه ها دست رقیه (واحد)
ثارالله ساقی و ساغر من تویی (واحد)
پر میگیره قلبم بخدا سوی حرم با صفای کربلا (تک)
این پرچم حسینه بالاست تا قیامت (شور)
لطفا با نظرتون ما را یاری دهید
شام غریبان امیر المومنین (ع) رمضان ۸۸ (تصویری)

دلم آروم نداره غم میزنه شراره (زمینه)
حیدر حیدر عشق حیدر تو قلبم عزلیه (شور)
عباس من عباس من (محسن صائمی) (واحد)
کربلا دریای بلا کربلا میکشی مرا (واحد)
کربلا می خوام بیامو کنار حرم بمیرم (محسن صائمی) (شور)
لطفا با نظرتون ما را یاری دهید
ای خدا من این جان را بی علی نمی خواهم (واحد)
خدا در خلق عالم یا علی گفت (واحد)
دلم می خواد آقا جون حرم تو ببینم (شور)
صدای پای یار مهربان از ره می آید (شور)
صنما در غم عشق رخ تو هستم هستم (واحد)
مولا مولا مولا مولا مولا حیدر (شور)
کربلا می خوام بیامو کنار حرم بمیرم (شور)
یا امیر المومنین تو شاه مردانی (واحد)
توبه کردم که دگر می نزنم (شور)
جلوی روی علی جلوی روی خدا (واحد)
پرتو انوار یزدان در جهان مولا علی (واحد)
مداحي كربلاي جواد مقدم ، مصادف با شام غريبان امام علي (ع) كه در هيئت الزهرا آستانه اشرفيه برگزار شد را مي توانيد از لينك پايين دانلود كنيد:
عشقه عشقه مولای عشقه (شور)
حیدر حیدر عشقه حیدر تو قلبم عزلییه (شور)
کربلا دریای بلا کربلا میکشی مرا (واحد)
مرحوم حجة الاسلام دكتر امينى چنين مى نويسد:
پس از گذشت چهار سال از فوت مرحوم پدر بزرگوارم آية اللّه علاّمه امينى نجفى يعنى سال يكهزار و سيصد و نود و چهار هجرى قمرى ، شب جمعه اى قبل از اذان فجر ايشان را در خواب ديدم . او را شاداب و خرسند يافتم .
جلو رفته و پس از سلام و دست بوسى عرض كردم :
پدر جان ! در آنجا چه علمى باعث سعادت و نجات شما گرديد؟
گفتند: چه مى گويى ؟
مجدّداً عرض كردم : آقاجان ! در آنجا كه اقامت داريد، كدام عمل موجب نجات شما شد؟
كتاب الغدير... يا ساير تاءليفات ... يا تاءسيس و بنياد كتابخانه اميرالمؤ منين عليه السلام ؟
پاسخ دادند: نمى دانم چه مى گويى . قدرى واضح تر و روشن تر بگو!
گفتم : آقاجان ! شما اكنون از ميان ما رخت بر بسته ايد و به جهان ديگر منتقل شده ايد. در آنجا كه هستيد كدامين عمل باعث نجات شما گرديد از ميان صدها خدمت و كارهاى بزرگ علمى و دينى و مذهبى ؟
مرحوم علاّمه امينى درنگ و تاءمّلى نمودند. سپس فرمودند: فقط زيارت ابى عبداللّه الحسين عليه السلام . عرض كردم : شما مى دانيد اكنون روابط بين ايران و عراق تيره و تار است و راه كربلا بسته . چه كنم ؟
فرمود: در مجالس و محافلى كه جهت عزادارى امام حسين عليه السلام برپا مى شود شركت كن . ثواب زيارت امام حسين عليه السلام را به تو مى دهند.
سپس فرمودند: پسرجان ! در گذشته بارها تو را يادآور شدم و اكنون به تو توصيه مى كنم كه زيارت عاشورا را هيچ وقت و به هيچ عنوان ترك و فراموش نكن . مرتباً زيارت عاشورا را بخوان و بر خودت وظيفه بدان . اين زيارت داراى آثار و بركات و فوائد بسيارى است كه موجب نجات و سعادتمندى در دنيا و آخرت تو مى باشد... و اميد دعا دارم .
آرى ! علاّمه امينى با كثرت مشاغل و تاءليف و مطالعه وتنظيم و رسيدگى به ساختمان كتابخانه اميرالمؤ منين عليه السلام در نجف اشرف مواظبت كامل به خواندن زيارت عاشورا داشتند و سفارش به زيارت عاشورا مى نمودند و به اين جهت خودم حدود سى سال است مداوم به زيارت عاشورا مى باشم .
حجاب در قرآن
یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)
جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.
در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.
و تفاوت (حجاب و عفت )تاثیر متقابل بر همدیگر
دو واژهی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترکاند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگیهای عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیهی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم میگردد
چگونگي به شهادترسيدن اميرالمومنين (ع)
آنگونه كه نقل شده است حضرت علي سپيده دم نوزدهم رمضان به مسجد آمدند، ايشان مدتي را به خواندن نماز گذراندند، سپس بر بام مسجد رفتند و اذان گفتند و بعد از گفتن اذان به درون مسجد آمدند. با مهرباني افرادي كه در مسجد خوابيده بودند را بيدار كردند و اين آيه شريفه را تلاوت ميكردند «ان الصلوه تنهي عن الفحشا و المنكر...»(15) و در ميان كساني كه در مسجد خوابيده بودند ابنملجم مرادي بود كه به رو خفته بود و شمشيرش را هم در زير لباس پنهان كرده بود. حضرت رو به او كرد و فرمود: اي بنده خدا، برخيز، چرا اينگونه خوابيدهاي؟ مگر نميداني خدا اينگونه خوابيدن را دوست ندارد؟ برخيز كه اينگونه خوابيدن شيوه شياطين است و از اين به بعد يا بر پهلوي راست يا چپ و يا بر پشت بخواب كه خواب دانشوران و فرزانگان اينگونه است. سپس بعد از نصيحت ابنملجم، دوباره رو به او كردند و فرمودند: گويي تو در انديشه كاري هستي كه گناه آن بهگونهاي است كه آسمان و زمين و كوهها نيز توان ديدن آن را ندارند، چرا كه در صورت انجام آن چيزي ماند كه آسمانها و زمين از هم بشكافند و كوهها از هم بپاشند و اگر بخواهم هم اينك تو را از آن چه زير جامهات پنهان داشتهاي آگاه ميسازم. سپس به طرف محراب رفتند و به نماز مشغول شدند. ابنملجم كه تصميم داشت هنگام برخاستن از ركوع و يا هنگام سربرداشتن از سجده حضرت را مورد هدف قرار دهد، پس از آغاز نماز به صورت مخفيانه خود را به كنار ستوني كه حضرت علي به نماز ايستاده بودند، رساند تا بتواند در بهترين فرصت بزرگترين جنايت تاريخ را انجام دهد و زماني كه حضرت سر از سجده برداشتند ابنملجم كار پليد خود را به انجام رسانيد و فرق مبارك حضرت را با شمشير زهرآگين خود شكافت.
در همين هنگام حضرت(ع) با صورت مباركشان به محراب افتادند. در حاليكه زمزمه ميكردند: «بسم الله و بالله و علي ملت رسول الله»، «فزت و رب الكعبه»؛به خداي كعبه رستگار شدم. سپس حضرت نام قاتل خود را با صداي بلند گفتند تا حقيقت روشن شود و مردم مظلومي را گرفتار نكنند و ايشان در آن حالت درد و فشار ميفرمودند «فزت و رب الكعبه، هذا ما وعدالله و رسوله! و صدق الله و رسوله»؛ به پروردگار كعبه كه رستگار شدم. اين رويداد همان است كه خدا و پيامبرش به من وعده فرموده بودند و به راستي كه خدا و پيامبرش درست وعده داده بودند.» (16) و بعد از آن اتفاق ناگوار مردم به شيون و زاري پرداختند و اين مصيبت بيش از همه براي امام حسن عليهالسلام و امام حسين عليهالسلام سخت و ناگوار بود. در چهره امام حسن عليهالسلام در آن موقع غم و ناراحتي موج ميزد؛ غمي كه او را در اوج جواني به صورت پيرمردي سالمند درآورد و او چه خوب شرايط پدر را درك ميكرد. موقعي كه ديدند پدر به صورت تصنعي خود را طوري نشان ميدهد كه گويي اتفاق خيلي تلخي برايشان پيش نيامده است تا بتوانند محنت اين واقعه را از دوش مردم بردارند، سپس در حالي كه سعي ميكردند آرامش خود را حفظ كنند، سوي پدر رفتند تا به او كمك كنند، سپس در همين حال حضرت را به سوي خانهشان بردند. امام حسين عليهالسلام گريه ميكردند و ميفرمودند: هان اي پدر، ما پس از تو به چه كسي دل خوش داريم؟ پس از رحلت جانسوز پيامبر هيچ سوگ و فاجعهاي براي ما سختتر از شهادت تو نيست و اي پدر، گويي كه گريه را براي تو و روز شهادت تو آموختهام و پدر جان، به خدا بر من خيلي سخت است كه تو را بر اين حالت نظاره كنم. سپس حضرت دست مبارك خود را بر قلب مبارك امام حسين گذاشتند و فرمودند: پسرم، خدا به قلب توفانزدهات آرامش بخشد و پرشكوهترين پاداش را بر تو و برادران و خواهرانت ارزاني دارد.
اين اتفاق ناگوار براي بسياري از ياران حضرت و مومنين سخت و گران بود. چنانكه بعد از اين اتفاق در چهره بعضي از صحابه ناراحتي كاملاً هويدا شد، به عنوان نمونه در چهره پسر ابي الصباح در كنار تعجب و بهت از اين اتفاق پشيماني هم پيدا شد. زيرا او بود كه كمي پيش از امام خواست به نماز صبح حاضر شود. اگر او چنين درخواستي نكرده بود و اگر او امام را به نماز نخوانده بود شايد امام از خانه بيرون نميآمدند، زيرا همه ميدانستند كه امام از چند روز پيش بيمار است و همينطور صحابه ديگر چون حجربن عدي ، عبدالله بن محمد الازدي، مغيره بن الحارث بن عبدالمطلب ...
ابن ملجم (لعنتالله) را مردم محاصره كردند. او خاموش ايستاده بود و گمان ميكرد كه بايد اين همه بلا و آزاري را كه از طرف مردم ميبيند تحمل كند، زيرا او خود را همانند شهيدي ميديد كه از شكنجه احساس لذت ميكند.
بعد از اينكه حضرت اميرالمومنين را به خانه بردند درخواست نمودند كه ابن ملجم را نزد ايشان بياورند. وقتي ابن ملجم به نزد علي عليهالسلام آمد، حضرت رو به او كرده و فرمودند: اي دشمن خدا! آيا من بر تو نيكي نكردم؟ گفت: آري يا اميرالمومنين و حضرت فرمودند: پس چرا دست به اين كار زدي؟ ابنملجم گفت: من چهل صبح شمشير خود را تيز كردم و از خدا خواستم كه بدترين خلق خدا با آن كشته شود و حضرت به او گفتند: تو با اين شمشير كشته خواهي شد، زيرا تو از جمله بدترين خلق خدا هستي.
سپس بعد از اينكه پزشكان از درمان حضرت نااميد شدند حضرت فرمودند: «نفس در برابر نفس. اگر مردم او را به همانگونه كه مرا كشته است بكشيد و اگر سلامت رستم خودم دانم چه كنم.» در همين حال ابن ملجم حالتي داشت كه گويي فتح بزرگي كرده است و با اشاره به شمشير خود گفت: «آن را هزار درهم خريدهام و با هزار درهم زهرآگين كردهام، خدا او را دور دارد اگر بخواهد با وجود اين به من خيانت كند.» كه در اين هنگام سر و صداي حاضرين بلند شد و حضرت دستور دادند تا قاتل را بيرون برند و سپس حضرت به ديدار حق و به ديدار محبوبش رسول الله(ص) شتافت.
در موقع شهادت حضرت اميرالمومنين عليهالسلام رو به فرزندان بزرگوارش امام حسن عليهالسلام و امام حسين عليهالسلام كردند و فرمودند: سفارشتان ميكنم كه از خدا بترسيد و به دنيا رو مكنيد، اگر چه به شما رو كند. به چيزي كه از دست رفته مگرييد، جز حق مگوييد، به يتيم رحم كنيد، درمانده را كمك كنيد، با حق مدارا كنيد، دشمن ستمكار باشيد و ياور ستم كش. به دستورهاي قرآن عمل كنيد و در كار خدا از ملامت ملامتگر بيم مكنيد.
علي عليهالسلام در سال 40 هجري شهيد شد، در حاليكه دنيا تا همين روزگار هم در حسرت كسي چون او كه پرورش يافته دامان رسول خدا (ص) و محرم او باشد ماند.
كسي كه تنها او لايق همسري زهرا(س) و پدري حسن(ع) و حسين(ع) سرور جوانان اهل بهشت را دارد و بندهاي كه خداوند به وجودش سخت افتخار ميكند
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام التماس دعا



